مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
311
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
كه با امام درشتگويى و بىادبى كند ؛ چنان كه از اين نقل برمىآيد : « وليد با حسين بن على به درشتى سخن گفت » « 1 » يا اين كه اين خدمت در قالب تهديد امام به كشتن باشد ، چنان كه در عمل نيز روى داد ؛ آنگاه اهل عراق را از ديدار با امام عليه السلام منع كرد و در پاسخ خطاب توبيخآميز امام عليه السلام كه فرمود : « اى كسى كه به خويشتن ستم روا مىدارى و نسبت به پروردگارت عصيان مىورزى ، چرا ميان من و اين مردمى كه حقى را كه تو و عمويت از من نشناختهايد ، شناختهاند مانع مىشوى . » ، گفت : « كاش بردبارى ما نسبت به تو خشم ديگران را بر تو برنينگيزد ، تا آنگاه كه دست تو آرام باشد ، گناه زبانت قابل بخشش است . اگر مىدانستى كه پس از ما چه روى خواهد داد ، همانطور كه نسبت به ما دشمنى مىورزيدى ، ما را دوست مىداشتى » . « 2 » از مجموعه آنچه دربارهء وليد ، در مقام واليگرى مدينه ، گفته شد به يك نتيجهگيرى كلى مىتوان رسيد و آن اين است كه وليد بن عتبه به دليل وابستگى قبيلهاى به امويان ، نهايت اخلاص را نسبت به حكومت بنى اميه دارا بود و حريصانه مىكوشيد تا بنىاميه را بر ديگران برترى بخشد ؛ و اين با قائل بودن به منزلت خاص اهل بيت در نزد خداوند منافاتى ندارد . بنابراين در ميان بنىاميه نيز افرادى با چنين شخصيتى بودهاند كه به دليل وابستگى به آنها با تمام توان در پيشبرد و خدمت به منافعشان مىكوشيدند ؛ و در همان هنگام آرزو مىكردند كه با بنىاميه به ويژه اهل بيت برخورد نداشته باشند ؛ و از خداوند مىخواستند كه آنان را در چنين موضعى قرار ندهد و وليد از اين قبيل بود . ولى اينان در گرفتارىهاى سخت همچنان غير قابل اطمنيان بودند و در حالت ضعف روحى و طغيان دوگانگى شخصيت ، براى اجراى فرامين حاكمان سركش بدترين جرايم را هم به اجرا درمىآوردند . از اين روست كه مىبينيم امام عليه السلام به آن دسته از مردانش كه بر در خانه وليد مىگمارد تا در صورت نياز مداخله كنند ، او را نامطمئن معرفى مىكند و مىفرمايد : « وليد در اين
--> ( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ، ص 200 ، حديث 255 . ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 156 ، حديث 15 .